پرسیدم: آغاز درد عشــــق  چیست؟
گفت:آغـازش سراسر  بنـدگی است ...
گفتم: پایان آن را هم بگو
گفت: پایانش همه  شرمنـدگی است ...
گفتم: درمان دردم را بگو 
گفت: درمانـــی ندارد.   بی دواست ...
گفتم: یک اندکی تسکین آن؟
گفت: تسکینش همه سـوزو فناست...!