کمی تامل
پرسیدم: آغاز درد عشــــق چیست؟
گفت:آغـازش سراسر بنـدگی است ...
گفتم: پایان آن را هم بگو
گفت: پایانش همه شرمنـدگی است ...
گفتم: درمان دردم را بگو
گفت: درمانـــی ندارد. بی دواست ...
گفتم: یک اندکی تسکین آن؟
گفت: تسکینش همه سـوزو فناست...!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ ساعت توسط ضیافت
|